مشق عشق

                                        زنده  نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست


تکنیکهای تست‌زنی در کنکور تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

شهدا شرمنده ایم!

تاریخ ارسال: سه شنبه 16 شهریور ماه سال 1389 ساعت 9:41 PM | نویسنده: مصطفی | چاپ مطلب 2 نظر

چه جای غریبی ...

چه جای غریبی ...

 

آنجادر پشت خاکریز بودیم... اینجا در پناه میز!!

 

جبهه بوی ایمان می‌داد ...اینجا ایمانمان «بو»‌ می‌دهد!


جبهه سرزمین صداقت بود...اینجاپر از مین حسادت!!

جبهه زمین جوانمردی بود...اینجاجوانمردی بر زمین می‌خورد!!

اینجا   همه «حاج ابراهیم همت» را با اتوبان همت می شناسند!!!


 

اینجا   کسی نمی داند، شب عملیات خیبر حاج مهدی باکری، برادرش حمید باکری را جاگذاشت و

 

رفت!!!

 
اینجا کسی نمی داند، تکه های پیکر محمد نوبخت را درون گونی برای خانواده اش فرستاده بودند!!!

 

 در محضر عشق امتحان می‌دادی
 
گویی که به خاک آسمان می‌دادی
    
ای شهره‌ی آسمان هفتم، چه غریب
    
آن شب به دل شلمچه جان می‌دادی

تاریخ ارسال: سه شنبه 16 شهریور ماه سال 1389 ساعت 2:59 PM | نویسنده: مصطفی | چاپ مطلب 1 نظر

شهادت...؟

ما هنوز شهادتی بی درد می‌طلبیم، غافل از اینکه شهادت را جز به اهل درد نمی‌دهند...
آنانکه یک عمر مرده‌اند یک لحظه هم شهید نخواهند شد...
اصلا مگر مرده‌گان هم شهید می‌شوند که ما شهید بشویم!؟
شهادت تنها برای زنده‌هاست...
شهادت را نه در جنگ بلکه در مبارزه می‌دهند...
                                                                     

تاریخ ارسال: سه شنبه 16 شهریور ماه سال 1389 ساعت 2:51 PM | نویسنده: مصطفی | چاپ مطلب 1 نظر

خاطرات...

بعد از عملیات بیت المقدس و فتح خرمشهر زمانی که خدمت حضرت امام شرفیاب شدیم حاج احمد از ناحیه پا مجروح شده بود و عصا در دست داشت.وقتی که خدمت امام رسیدیم ایشان با امام ملاقات خصوصی  هم داشت برای عرض گزارش .زمانی که از خدمت امام برمی گشتیم دیدم که برادر احمد عصا در دست ندارد وخیلی سریع و خیلی خوب حرکت میکند و اصلا احساس ناراحتی نمی کند من از ایشان پرسیدم عصا را چه کردی گفت خدمت امام بودم که امام پرسیدند که پایت چه شده گفتم که مجروح و زخمی هستم امام دستی بر زخم پایم کشیدند و فرمودند ان شاءالله این زخم خوب می شود من از آن لحظه دیگد احساس درد ندارم و نیاز به عصا هم ندارم

تاریخ ارسال: سه شنبه 16 شهریور ماه سال 1389 ساعت 2:34 PM | نویسنده: مصطفی | چاپ مطلب 0 نظر

امام خمینی (ره):

در آینده ممکن است افرادی آگاهانه یا از روی نا آگاهی در میان مردم این مسئله را مطرح کنند که ثمره خون ها و شهادت ها و ایثار چه شد این ها یقینا از عوالم غیب و از فلسفه شهادت بی خبرند

ونمی دانند کسی که برای رضای خدا به جهاد رفته است و سر در طبق اخلاص وبندگی نهاده است حوادث زمان به جاودانگی و بقا و جایگاه رفیع آن لطمه وارد نمی کند و ما برای درک کامل ارزش و راه شهیدانمان فاصله طولانی باید بپیماییم و در گذر زمان وتاریخ انقلاب وآیندگان آن را جست وجو کنیم مسلما خون شهدا انقلاب و اسلام را بیمه کرده است خون شهیدان برای ابد درس مقاومت به جهانیان داده است و خدا می داند راه و رسم شهدا کور شدنی نیست و این ملت ها و

آیندگان هستند که به راه شهدا اقتدا خواهند نمود و همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان وعارفان ودل سوختگان ودارالشفای آزادگان خواهد بود

تاریخ ارسال: سه شنبه 16 شهریور ماه سال 1389 ساعت 2:26 PM | نویسنده: مصطفی | چاپ مطلب 0 نظر

حال و هوای کربلایی

در سرم پیچیده  باری،های وهوی کربلا

می روم  وادی به وادی رو به سوی کربلا

میروم افتان و خیزان از دل بن بست ها

جاده ای پیدا کنم تا جستجوی کربلا

تشنگی می بارد ازابرسترون می روم

تا بنوشم جرعه آبی از سبوی کربلا

ترسم این بیراهه ها با خویش مشغولم کند

بردلم ترسم بماند آرزوی کربلا

من نمی دانم کی ام یا از کجایم هرچه هست

آب رو می آورم از خاک و کوی کربلا

مانده در گوشم صدای پای هل من ناصر ی

میرود تا حشر در من گفت و گوی کربلا

بغض تاریخم نباید در خود ویران شوم

باید آوازی بخوانم با گلوی کربلا

در سرم شوری دگر برپاست،شمشیرم کجاست؟

بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا

                                                     امید مهدی نژاد

تاریخ ارسال: سه شنبه 16 شهریور ماه سال 1389 ساعت 2:24 PM | نویسنده: مصطفی | چاپ مطلب 0 نظر
<<   1     2      3    صفحات وبلاگ

استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است